
گاهی که فقط بهانه ات میگیردیا خاطره ها نشانه ات میگیرددر خلوتِ اشک و شب ،بهم میریزیاز خود به خدا، گلایه ات می گیردبا هر کلمه غزل غزل میسازیانگار به لب ،ترانه ات میگیرددر این الک زمان که گیر افتادیهی موی سرش به شانه ات میگیردیاری که برای تو ندارد شوقیشادی و صدا ز خانه ات میگیردوقتی که کبوتر دلت بی خبر استپرواز به سوی لانه ات میگیردهی گریه نکن ، پر نشود ابر دلتچون بارش عاشقانه ات میگیرد#فاطمه_مقامی + نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 20:25 توسط فاطمه مقامی | ...
ادامه مطلب
xa0 داروی زمان چشمان تو از نابترین شعر جهان استxa0 در قافیه و وزن ردیف هیجان است یک لحظه نگاهت به من عاشق و بیمارxa0 گویا که نسیمی ز مسیحا، به خزان است صبری که خدا داده مرا درغم هجرانxa0 پایان نشود چون که دلم بند به آن استxa0 گلدان خیالت پر گلهای اقاقیستxa0 xa0عطر تن تو در سبد عشق بمان استxa0 بر زردی رخسار که بر من شده پیداxa0 تجویز پزشکان همه داروی زمان است من در گذر ثانیه ها پیر شدم وای xa0یوسف...
ادامه مطلب