فردای مات

خرید بک لینک

u200d

شب که می آید مرا در شعر پیدا می کنند
ماه و لبخندش زمین را غرق رویا می کنند

شیشه های پنجره پرده به تن دارند باز
قصه ی مهتاب را بی جامه نجوا می کنند

رد پاهایی که جامانده میان دفترم
کوچه کوچه رازهایم را هویدا می کنند

یک طرف درد گذشته یک طرف فردای مات
برکه ی تنهاییم را شکل دریا میکنند

خواب میدیدم یا ،دنیا همین بودست وبس!
این سفر را باز هم، با ما مهیا می کنند؟

آمدم با گریه و خندیدن از یادم برفت
مهربانیِ تو را اینگونه معنا میکنند ؟

کاش، از اول مرا بال کبوتر بود کاش
لحظه ی پرواز را نیت فرادا می کنند؟

#فاطمه_ مقامی

♥️⚜♥️⚜♥️⚜♥️

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 16:4 توسط فاطمه مقامی  | 

دیوانه بازی...

ما را در سایت دیوانه بازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 10:54

صفحه بندی