دیوانه بازی

متن مرتبط با «غروبی» در سایت دیوانه بازی نوشته شده است

غروبی سرد

  • نیلوبلاگ

    در غروبی سرد با عطری جدیداز کنارم رد شدو من را ندید او نگاهم را نوازش کرد و رفتدر سرم بانگ صدایش می دوید آسمان چشم من باران گرفتساز قلبم عاشقانه می تپید چهره اش زرد وکبود و بی رمقشانه هایش خستگی را می کشید مثل یک کابوس رنگ دلهرهدر خیابان لحظه ای شد ناپدید در عبور خاطراتش ناگهانآه من در صور حسرت می دمید ای کبوتر پر بزن از سرنوشتهر کجا باشد به او خواهی رسیدفاطمه مقامی ...

    ادامه مطلب