
شعر میخواهم بگویم دوریت یادم رودxa0 با غزلها اخت گردم غم به همزادم رود پیر گشتم در جوانی پیر راه عشق تو xa0در سکوتی شاعرانه موج فریادم رودxa0 در کنـار شب بشیـنم بـا امیـد صبـح تو همچو زائویی شدم که جان نوزادم رود بیوفایی را به جانم همچو زهری ریختیxa0 کفتـر احساس تـو از بـام نـاشادم رودxa0 خلوت و تاریکی و عطر شمیم خاطرات ای خدا مرگم بده این دادو بیدام رود یاد ان شبهای بی تکرار...
ادامه مطلب
xa0 دلم از عشق تو آغاز میخواستxa0 از این کنج قفس پرواز میخواستxa0 xa0 دلم یک اتفاق شاعرانهxa0 سر شوریده ام همراز میخواستxa0 xa0 به کوه قلب من احساس روئید xa0 نگاهم فصل چشم انداز میخواست xa0 نباشد ترسی از فردای پنهان xa0 خیالم فرصت ابراز میخواستxa0 xa0 سکوتم مرهمی بر زخم دل بودxa0 هوای خانه ام آواز میخواست xa0 xa0 کبوتر در مسیری ...
ادامه مطلب