
u200dشب که می آید مرا در شعر پیدا می کنندماه و لبخندش زمین را غرق رویا می کنندشیشه های پنجره پرده به تن دارند بازقصه ی مهتاب را بی جامه نجوا می کنندرد پاهایی که جامانده میان دفترمکوچه کوچه رازهایم را هویدا می کنندیک طرف درد گذشته یک طرف فردای ماتبرکه ی تنهاییم را شکل دریا میکنندخواب میدیدم یا ،دنیا همین بودست وبس!این سفر را باز هم، با ما مهیا می کنند؟آمدم با گریه و خندیدن از یادم برفتمهربانیِ تو را اینگونه معنا میکنند ؟کاش، از اول مرا بال کبوتر بود کاشلحظه ی پرواز را نیت فرادا می کنند؟#فاطم...
ادامه مطلب
باران در گوشی سخن از سفر نزن بر شیشه ی قلب من شرر شرر نزن این دل که میان سینه ام در حبس است با خواهش و التماس خود ضرر نزن امروز فدای فردای خیالی شده است ای وای نرو ...پای به این گذر نزن من غرق به آهنگ صدای تو شدم حسرت به دل عاشق و منتظر نزن باران من و تو مقصدمان خانه ی اوستافکار پریشان شده را به سر نزن آبستن غم های فراوان نکنم !!!! فریاد نشو حرف به گوش کر نز...
ادامه مطلب