باران در گوشی سخن از سفر نزن
بر شیشه ی قلب من شرر شرر نزن
این دل که میان سینه ام در حبس است
با خواهش و التماس خود ضرر نزن
امروز فدای فردای خیالی شده است
ای وای نرو ...پای به این گذر نزن
من غرق به آهنگ صدای تو شدم
حسرت به دل عاشق و منتظر نزن
باران من و تو مقصدمان خانه ی اوست
افکار پریشان شده را به سر نزن
آبستن غم های فراوان نکنم !!!!
فریاد نشو حرف به گوش کر نزن
در چشم کبوتر پرباران شده است
بر بال خیال مهر خیر و شر نزن</span>
فاطمه مقامی
دیوانه بازی...ما را در سایت دیوانه بازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107