شاید خدا در را به رویم بسته باشد
اینجا زنی از زندگی دلخسته باشد
هر بار سر را روی بالش می گذارم
ای کاش عطرش از تن من جسته باشد
در من خیال با تو بودن رفتنی نیست
بر این زبانم ذکر تو پیوسته باشد
تا کی دل تنگم درون سینه هر دم
همچون قناری در قفس دلبسته باشد
نجوابکن در گوش من با بیقراری
تا لحظه ی اخر دلم وابسته باشد
با یک کبوتر دردودل کردم ولی او
پرواز کرد تا از غم من رسته باشد
تا درکنارچشمت آرامش بگیرم
ایکاش درهای قفس بگسسته باشد
امشب دوباره از غمش باید بسوزم
شاید خدا در را به رویم بسته باشد.....
فاطمه مقامی
ما را در سایت دیوانه بازی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95