شعر تلخ

خرید بک لینک

تو کاری با دلم کردی که دشمن هم نمیکردش

کجایی انکه دل رفته پی یک لحظه لبخندش

خیابان دلش گاهی ترافیک است و راه بندان

کجا بیند منی را که صدا میکرد دلبندش؟

تمام دردهایم آخرش از او نشان دارد

نمانده سرخی رویم تمام جان شده زردش

کبوتر می پرد از روی بام خانه ام اما

نگاهم خیره میماند به منزلگاه برگردش!!!

سکوت و ظلمت و تاریکی و تنهایی مطلق

منم حوا کجایی ادم عاشق شوی مردش؟

ببین شعرم شده تلخ و پر از گل واژه های غم

نمک پاشی نکن هر دم به روی زخم پر دردش

منم اصرار بی پایان برای لحظه ای ماندن

ندارد خواهشم سودی به قلب سنگی و سردش

دیوانه بازی...

ما را در سایت دیوانه بازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 2:27

صفحه بندی